تبليغاتX
سگ ها
انواع سگ ها
این نژاد سر زنده وسر سخت نیاز چندانی به ورزش ندارد ولی از فرصت یافتن برای بازی استقبال می کند.با وجود این که سگ شیطانی است ولی وفا دار و سر زندگی ان در همراهی قابل اتکاست. قد:۲۲.۵ سانتی متر(۹ اینچ) وزن:۲.۵-۳.۵ کیلو گرم طول عمر:۱۴ سال
+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 14:30  توسط امیلی_مهسا_ادوین  | 

  این عکس ها عکس های خیلی جالبی هستند یکی از عکس ها که سگ دالماسی است بزرگترین سگ دنیا است. هیچ سگ دگری پیدا نمی شود که مانند آن خال دار باشد.دالماسی در طول سالیان دراز وظایف مختلفی را انجام داده و امروز همراهی سرزنده و جذاب است که به مقدار قابل ملاحظه ای ورزش نیاز دارد.

قد: ۶۱ـ۵۰ س م ۴ـ۲۰ آی»اینچ

وزن: ۵ـ۲۳ ک گ ۵ـ۵۰ ال بی

طول عمر: ۱۲ سال

این سگ یک سگ بدنساز است:

این یک سگ است که گل در دهانش دارد:

خلبان سگ:

سگهای بامزه:

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 17:35  توسط امیلی_مهسا_ادوین  | 

عاشق سگ‌های سفید و زبر و زرنگ بود. sag

-          کسی برای یه سگ‌ تنبل پولی نمی‌ده.

از کله سحر داشت رانندگی می‌کرد. از سه راهی دهکده که پیچید، چشمش به سگ‌های سفید و قبراق زیادی افتاد. سگ‌ها افتادند دنبال جیپ روباز و تا وسط دهکده و جلوی قهوه‌خانه واق واق کنان پشت سرش دویدند.

 

وقتی با گرد و خاکی که راه انداخته بود، سیاهی خانه‌ها و اهالی دهکده را پشت سر گذاشت، قفس پشت جیپ دیگر برای حتا یک توله سگ هم جا نداشت.

 

بخار سفیدی که از دور کاپوت جلو بیرون زد، سگ‌ها ولوله‌ای راه انداختند.

-          سگ مصب، الان چه وقت داغ کردنه؟!

در قفس را باز کرد. آبخوری سگ‌ها تنها منبع آب بود. سگی که پشت به در داشت با فشار دیگر سگ‌ها بیرون افتاد. در قفس را یک دستی نگه داشت و گردن سگ را گرفت.

-          کجا کوچولو؟

انگار یک دسته سوزن توی دستش فرو کرده باشند، سوخت و یک قدم عقب رفت.

-          مرده شور اون پول‌تون رو ببره!

سگ‌ها یکی پس از دیگری مثل آبی که توی رادیات جوش آورده باشد از قفس بیرون جهیدند. سگی گوشش را گرفت. آن یکی دندانش را توی رگ و پی گردنش فرو کرد. سگ دیگر گوشت ساق پایش را به دندان گرفت و کشید.

 

سگ‌های زرنگ هنوز عاشق ماشین‌های غریبه‌ای هستند که به دهکده نزدیک می‌شوند. و غروب‌ها اهالی دهکده در قهوه‌خانه جمع می‌شوند و به سگ‌های قبراق خود می‌بالند.

-          کسی برای یه سگ‌ تنبل پولی نمی‌ده.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 17:11  توسط امیلی_مهسا_ادوین  | 

گربه ملوس، آرام و صلح دوست باعث شادي و خوشحالي فراوان سگ مي شود و اگر مادر گربه باشد، چه بهتر.

گربه با هوش و واقع بين و سگ با وفا و مادي گراست. اين دو مي توانند براي يكديگر مفيد واقع شوند.

بله، دست كم گربه از روي ترحم حرف هاي سگ را گوش خواهد داد، حتي اگر كاري از دستش ساخته نباشد.

تا زماني كه بتوانند آرامش خود را حفظ كنند؛ مشكلي پيش نخواهد آمد؛ اما اگر سگ تنها به فكر هدفش باشد، زندگي براي گربه عذاب آور خواهد شد.

بله، اگر چه ديوانگي است. خانم گربه، خانه اي آرام و خير خواهي را براي سگ به ارمغان خواهد آورد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 20:13  توسط امیلی_مهسا_ادوین  | 

                                                 ایا می دانید چرا هنگام دستشویی سگ ها پا هایشان را بالا می برند:

                                      چون روزی پادشاه سگ ها

                                                                                  پای خود را هنگام دستشویی

                                        بالا نبورد و دیواری که بغلش

                                                                                     بود روی سرش ریخت و مرد از

                                        آن به بعد پادشاه بعدی دستور

                                                                                    داد که همه ی سگ ها هنگام

                                       دستشویی پا های خود را بالا ببرند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 13:34  توسط امیلی_مهسا_ادوین  | 

دو پسر بچه با کمک یکدیگر سگی را که در رودخانه افتاده بود نجات دادند !

انسان به عنوان اشرف مخلوقات در تمام اديان آسماني، از کرامت خاصي برخوردار است و حقوق و تکاليف زيادي دارد. سالهاست که جوامع مختلف به تدوين قوانيني از جنبه‌هاي مختلف حقوق انساني پرداخته و به مرور زمان به صورت فرهنگی برای مردامانشان درآمده است اما سئوالی که برای من پیش اومد و ذهن منو مشغول کرد این بود که اگر این اتفاق در ایران می افتاد چه می شد ؟ با توجه به اینکه ما ایرانیانخود را دارای فرهنگی اصیل و کهن می دانیم آیا کسی حاضر بود به کمک این سگ بیچاره بره یا به جای کمک اولین کاری که میکرد با گوشی همراه یه فیلم ازش می گرفت تا بازار خوبی برای بلوتوث بازی راه بیاندازه ؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 0:27  توسط امیلی_مهسا_ادوین  | 

ان سگ ظریف و کوچک که به خاطر گوش های زیبا و علاعم روی صورتش نام خود را از واژه فرانسوی به معنی پروانه گرفته است از جمله سگ های همراه بسیار هوشمند و حامی و مهربان است.

قد:۸ـ۲۰ س م ۱۱ـ۸ انچ

ئزن:۴ـ۴.۵ ک گ ۱۰ـ۹ال بی

پودل سگی است با استعداد و هوشمند و خوش طبع است که اصالتش به عنوان سگ ابی به المان بازمی گردد که در ان جا پرندگان شکار شده را برای شکارچیان بازیافت می کردند.

فد:۸ـ۳۷.۵ س م ۱۵ انچ

وزن:۳۲ـ۲۰.۵ ک گ ۷۰ـ۴۵ ال بی

طول عمرـ۱۲ـ۱۳ سال

طول عمر:۱۵ـ۱۳ سال

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 22:2  توسط امیلی_مهسا_ادوین  | 

یه نفر آیینه ندیده بوده خودشو تو آیینه می بینه میگه اهه میمون.

یه روز از مامان جرج بوش می پرسن جرج بوشو چتوری بدنیا آوردی میگه چسیدم بوش اومد. یه روز جرج بوش می میره به مامانش میگن ناراحتی میگه خوب معلومه میگن چرا میگه چون دوباره باید بچسم تا بوش بیاد.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 13:19  توسط امیلی_مهسا_ادوین  | 

قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید .کاغذ را گرفت.روی کاغذ نوشته بود" لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین" . ۱۰ دلار همراه کاغذ بود.قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت .سگ هم کیسه راگرفت و رفت .
قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و بدنبال سگ راه افتاد .
سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید . با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد.قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد .قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند .
اتوبوس امد, سگ جلوی اتوبوس امد و شماره انرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت .صبر کرد تا اتوبوس بعدی امد دوباره شماره انرا چک کرد اتوبوس درست بود سوار شد.قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد.
اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود وسگ منظره بیرون را تماشا می کرد .پس از چند خیابان سگ روی پنجه باند شد و زنگ اتوبوس را زد .اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد.قصاب هم به دنبالش.
سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید .گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در کوبید .اینکار را بازم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد.
سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیواری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت.
مردی در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبیه سگ و کرد.قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد :چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است .این باهوش ترین سگی هست که من تا بحال دیدم.
مرد نگاهی به قصاب کرد و گقت:تو به این میگی باهوش ؟این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه !!!


+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 11:46  توسط امیلی_مهسا_ادوین  |